نگاهی ابتدایی به تئوری موسیقی
پنج خط افقی و موازی با فواصل معین که نتها را در آن رو یا میان خط آن مینویسند و از آن هم تشخیص میدهند خطوط حامل میگویند که از پاین به بالا شمرده میشود به وسیله ی حامل یازده نت شناخته میشوند پنج نت روی خطوط چهار نت میان خطوط یک نت در بالا چسبیده به خطوط حامل و یک نت در پایین چسبیده به خطوط حامل.
چند نکته درباره ی آموزش موسیقی
انتخاب دقیق رشته
مسلماً اگر کسی به رشته ی مورد تحصیلش علاقه مند نبوده و در نتیجه در کار خود جدی نباشد، چگونه می تواند در رشته ی مورد نظرش پیشرفت کند. بنابراین به پدر و مادرهای عزیز توصیه می شود تا فرزندان خود را به سر کلاس آواز و سازهای گوناگون ببرند تا فرزندانشان با رشته ی مورد علاقه شان آشنا شده و خود رشته ی مورد نظر را انتخاب کنند و وقتشان برای انجام کاری که دوست ندارند تلف نشود. البته با روش های دیگری مانند بردن کودکان به کنسرت های مختلف می توان آنها را با آواز و دیگر سازها آشنا کرد.
2) تهیه ی یک ساز خوب
متاسفانه برخی به دست شاگرد مبتدی ساز مشقی می دهند. چنین کاری به ذوق هنرجو لطمه می زند. ساز با کیفیت، خوبی دیگری هم دارد و آن این است که چنانچه بنابر هر دلیلی بخواهیم آنرا تعویض کنیم با مشکل ویژه ای رو به رو نخواهیم شد.
3) انتخاب یک معلم خوب
در یادگیری موسیقی مهمترین مطلب انتخاب دقیق معلم است. دلیل های گوناگونی برای این موضوع وجود دارد. یک مدرس بد شاگرد را گمراه می کند و حتی ممکن است او را از موسیقی متنفر کند. برای اینکه چنین واقعه ای رخ ندهد تعویض استاد ضروری است. گرچه پریدن از یک کلاس یک استاد به کلاس استادی دیگر کار خوبی نیست و تا آنجایی که امکان پذیر است باید از آن پرهیز کرد! زیرا نخست آنکه هنوز شاگردبا خلق و خوی استاد پیشین آشنا نشده به کلاس دیگری رفته است و مدت زمان دیگری لازم می باشد تا شاگرد به خلق و خوی استاد جدید عادت کند. دوم آنکه معمولاً استادان از پذیرفتن شاگرد استادی دیگر طفره می روند، مگر آنکه دلیل شاگرد قانع کننده باشد. مثلاً کلاس استاد بنا بر هر دلیلی به مدت طولانی تعطیل شود. حال که به اهمیت انتخاب دقیق استاد پی بردیم، به بیان چند نکته در این مورد می پردازیم:
ا) شاید یکی از دشوارترین کارها پیش بینی سبک شخصی یک استاد در فن آموزش موسیقی اصیل باشد. معمولاً بهتر آن است که سر کلاس او - یک یا چند جلسه - نشست و دید که استاد کلاس را چگونه اداره می کند: مثلاً تا چه حد صبور است و تا چه اندازه میل به دادن اطلاعات دارد. همچنین باید دید که آیا استاد بدون آنکه به شاگرد فشار آورد او را به رقابت و اجرای بهتر دعوت می کند یا نه ... یا مثلاً تا چه اندازه با شاگردش ارتباط حسی-عاطفی برقرار می کند و ...
ب) استاد باید موسیقیدانی با کیفیت باشد. برای این منظور کافی است به کنسرت های او برویم یا به کارهای او گوش دهیم. همچنین استاد باید مدرس خوبی باشد. برای قضاوت درباره ی تدریس استاد می توان به شاگردان آن استاد توجه کرد. همچنین باید دید که سابقه ی تدریس او چند سال است و ...
ج) استاد باید در دسترس باشد! استادی که معمولاً کلاس هایش تشکیل نمی شود، شاگردانش را دلسرد می کند.
د) طرز طلقی استاد نسبت به دیگر مکتب ها چگونه است؟ گرچه این امری طبیعی و تقریباً اجتناب ناپذیر است که استادی روی مکتب ویژه ی خود تکیه کند ولی استاد نباید در کلاس سخنانی را به مانند مکتب من بهترین است. یا فلان مکتب ها خوب نیستند." بگوید. امروزه هر کسی باید فهمی پایه ای از همه ی مکاتب داشته باشد. هر شاگردی که فکر کند مکتب استادش بهترین است دیگر مکاتب را از دست خواهد داد.
ه) استاد باید موسیقی اصالت دار را به شاگردانش آموزش دهد. موسیقی اصیل مبانی محکمی را به دست شاگرد می دهد. این بسیار حیاتی است که شاگرد به ویژه در گامهای نخستین آموزش، موسیقی اصیل را فرا گیرد و سپس در صورت علاقه به سراغ دیگر سبکها مانند موسیقی محلی (فولک)، همجوشی (فیوژن یا به عبارتی تلفیقی) یا مردمی (پاپولار) برود. باید شاگرد استادی شد که این حوزه ها را خلط نکند و موسیقی اصیل را تدریس کند.
و) حق الزحمه (شهریه) ی استاد باید منصفانه باشد.